کتاب را باز کردهاید، هنوز جمله اول تمام نشده و کودک رفته سراغ ماشین اسباببازی. برمیگردد، سه صفحه را با هم ورق میزند و اصرار دارد دوباره عکس گربه را ببیند. اگر تصویر شما از کتاب خواندن، کودکی آرام در آغوش و قصهای از اول تا آخر بوده، این صحنه کمی ناامیدکننده است. اما برای کودک یک تا سه ساله، حرکت کردن و کتاب دیدن لزوماً دو کار ناسازگار نیستند.
کتاب خواندن برای کودک نوپا قرار نیست امتحان نشستن، حفظ کردن اسم حیوانات یا تمام کردن تعداد مشخصی صفحه باشد. میتوانید از همان توجه کوتاه و کنجکاوی پراکنده شروع کنید. هدف این نوشته پیدا کردن راهی عملی برای خواندن مشترک است؛ نه خرید کتاب بیشتر، نه آموزش زودهنگام الفبا و نه مقایسه رشد کودک با بچههای دیگر.
اول تعریف «کتاب خواندن» را کمی بازتر کنیم
برای بزرگسال، خواندن معمولاً دنبال کردن متن است. برای کودک نوپا ممکن است لمس کردن تصویر، پیدا کردن کفش شخصیت قصه، شنیدن صدای شما یا گفتن یک کلمه آشنا باشد. لازم نیست همه جملههای چاپشده را بخوانید. اگر تصویر یک اتوبوس توجه او را گرفته، همانجا بمانید: «اتوبوس ایستاد. درش باز شد. کی سوار میشود؟» گاهی یک تصویر، گفتوگوی بیشتری از چند صفحه متن ایجاد میکند.
راهنمای Nemours KidsHealth هم تأکید میکند که بیحرکت نشستن شرط خواندن برای کودک نوپا نیست. بعضی کودکان ایستاده گوش میکنند، بعضی یکی دو صفحه میبینند و بعد فاصله میگیرند. اگر کودک دور میشود، لازم نیست دنبالش بروید و او را به جای قبلی برگردانید. میتوانید کمی ادامه بدهید، واکنشش را ببینید و اگر علاقهای نشان نداد، کتاب را برای فرصتی دیگر کنار بگذارید.
زمان مناسب، الزاماً آخر شب نیست
کتاب قبل از خواب برای بعضی خانوادهها جا میافتد، اما برای کودکی که خسته، گرسنه یا کلافه است، همان زمان میتواند به کشمکش تبدیل شود. یک فرصت آرام دیگر را امتحان کنید: بعد از استراحت، وقتی کار فوری ندارید، یا زمانی که خودش کتابی میآورد. قرار نیست برای پیدا کردن وقت مناسب برنامه روزانه خانه را از نو بچینید.
شروع کوچک راحتتر قابل تکرار است. دو یا سه صفحه با توجه مشترک، از قصه طولانی همراه با «بنشین، گوش کن، دست نزن» تجربه بهتری میسازد. مدت مشخصی را بهعنوان تکلیف روزانه تعیین نکنید که تمام شدنش مهمتر از حال کودک شود. اگر امروز فقط یک تصویر دیدید، فردا لازم نیست با دو برابر خواندن جبرانش کنید.
یک نشانه آشنا هم کمک میکند: مثلاً کتابها کنار جای نشستن شما باشند و بگویید «یکی را انتخاب کنیم؟» نه اینکه ناگهان تلویزیون خاموش شود و کودک حس کند بازی دلخواهش با یک وظیفه تازه جایگزین شده است. اگر خودتان هم خستهاید، کتاب کوتاهتر بردارید؛ صدای معمولی و حضور شما کافی است و اجرای نمایشی لازم نیست.
انتخاب را کوچک کنید، اختیار را نگه دارید
دو یا سه کتاب در دسترس بگذارید و اجازه بدهید کودک یکی را انتخاب کند. یک قفسه شلوغ ممکن است فقط زمان انتخاب را طولانی کند. موضوع را از علاقههای واقعی او بگیرید: کامیون، حیوان، غذا خوردن یا بیرون رفتن. کتابی که شما از داستانش خوشتان میآید، الزاماً همان کتابی نیست که کودک امروز دنبال آن است.
در حدود یک تا دو سالگی، تصویرهای روشن و آشنا و متن کوتاه معمولاً امکان همراهی بیشتری میدهند. برای کودک بزرگتر میتوانید قصه ساده و جملههای تکرارشونده را امتحان کنید؛ اما سن روی جلد را تبدیل به آزمون توانایی نکنید. اگر کتاب از نظر داستان پیچیده است، فقط درباره تصویرهایش حرف بزنید. اگر بیش از حد ساده به نظر میرسد ولی کودک دوستش دارد، لزومی به کنار گذاشتنش نیست.
برای کودکی که هنوز صفحهها را میکشد یا کتاب را به دهان میبرد، دوام و سلامت وسیله مهم است. راهنمای انتخاب کتاب پارچهای نوزاد معیارهای دوخت، قطعات و شستوشو را جدا توضیح میدهد. اینجا قرار نیست نوع خاصی از کتاب را ضروری بدانیم؛ کتاب سالمی که دارید یا از کتابخانه قرض میگیرید هم میتواند شروع خوبی باشد.
از پرسشباران به گفتوگو برسیم
«این چیه؟ چه رنگیه؟ چند تاست؟ اون یکی کجاست؟» وقتی هر صفحه به چند سؤال پیاپی تبدیل شود، فرصت لذت بردن از قصه کم میشود. گاهی فقط چیزی را که میبینید توصیف کنید و مکث کنید. اگر کودک گفت «هاپو»، میتوانید پاسخ بدهید «آره، سگ کوچولو کنار در نشسته»؛ بدون اینکه مجبورش کنید جمله شما را تکرار کند.
برای کودکی که هنوز با اشاره ارتباط میگیرد، اشاره هم مشارکت است. انگشتش را دنبال کنید و همان چیزی را نام ببرید که انتخاب کرده. برای کودکی که جمله میگوید، یک سؤال باز و ساده مثل «فکر میکنی کجا میرود؟» جا برای پاسخ شخصی میگذارد. اگر جواب نداد، سکوت را با چند سؤال تازه پر نکنید؛ خودتان یک جمله کوتاه بگویید و ادامه بدهید.
میتوانید بین تصویر و زندگی روزمره پل بزنید: «این هم چکمه دارد؛ مثل چکمهای که دم در است.» لازم نیست از هر صفحه درس اخلاق یا آموزش رنگ بسازید. شوخی کوچک، صدای حیوان یا پیدا کردن یک جزئیات آشنا هم کافی است. واکنش کودک به شما نشان میدهد کدام بخش برایش جالب بوده، نه تعداد پاسخهای درست.
وقتی ورق میزند، بلند میشود یا یک کتاب را تکرار میکند
اگر چند صفحه را رد کرد، قصه را به همان صفحه تازه ببرید. برای حفظ ترتیب داستان لازم نیست کتاب را از دستش بگیرید. اگر دوست دارد خودش ورق بزند، کتاب محکمتر و سبکتر انتخاب کنید و کمک را فقط به اندازه نیاز بدهید. ورق زدن بخشی از آشنا شدن با کتاب است، نه مزاحمتی که باید از میان برداشته شود.
اگر بلند شد و کنار شما بازی کرد، از روی همین رفتار نتیجه نگیرید که چیزی نمیشنود. میتوانید بخش کوتاهی بخوانید و ببینید آیا برمیگردد، اشاره میکند یا صدایی را همراهی میکند. با این حال، ادامه دادن بیپایان هم لازم نیست. وقتی هم شما کلافه شدهاید و هم کودک اعتراض میکند، توقف انتخاب بهتری از تبدیل کردن کتاب به میدان اصرار است.
و اگر برای چندمین بار همان کتاب را آورد؟ تکرار برای کودک قابل پیشبینی و خوشایند است. در جملهای که خوب میشناسد مکث کنید تا اگر خواست، کلمه یا صدای آخر را اضافه کند. میتوانید در خواندن بعدی یک جزئیات دیگر پیدا کنید، ولی لازم نیست هر بار تجربه تازهای اختراع کنید. دوست داشتن یک کتاب، مشکلی نیست که با خرید چند کتاب جدید حل شود.
یک نمونه کوتاه برای عصر شلوغ خانه
فرض کنید کودک دوساله کتاب حیوانات را آورده و همزمان ماشینش را هم در دست دارد. کنار او روی زمین امن مینشینید، تصویر گربه را نشان میدهید و صدایش را درمیآورید. کودک ماشین را روی صفحه میگذارد. بهجای تذکر پشت تذکر میگویید «ماشین رسید پیش گربه!» و چند لحظه به بازی او فرصت میدهید.
بعد اگر خودش ورق زد، تصویر تازه را دنبال میکنید. اگر کتاب را بست، میپرسید «تمام شد؟» و انتخابش را میپذیرید. این نمونه یک دستور ثابت نیست؛ نشان میدهد لازم نیست بازی و کتاب را همیشه از هم جدا کنید. البته کتاب سنگین، قطعات کوچک یا وسیله آسیبدیده جای این بازی نیست و نظارت بزرگسال همچنان لازم است.
این زمان مشترک فقط وظیفه مادر نیست
پدر، مادربزرگ یا مراقب آشنا هم میتواند با زبان و لحن راحت خودش بخواند. لازم نیست همه یک داستان را یکسان اجرا کنند. اگر چند زبان در خانواده دارید، کتاب و گفتوگو را به زبانی انجام بدهید که در آن ارتباط طبیعیتری دارید. هدف ارتباط زنده است، نه اجرای بینقص متن یا تلفظ نمایشی کلمهها.
اگر موضوع اصلی نگرانی شما رابطه و همراهی روزمره با کودک است، مقاله پیوند عاطفی با نوزاد درباره زمینه این ارتباط صحبت میکند؛ خواندن مشترک فقط یکی از فرصتهای ادامه آن در سالهای بعد است. یک روز کتاب نخواندن به معنی کمتوجهی یا خراب شدن این رابطه نیست. برنامهای ارزش دارد که در زندگی واقعی خانواده قابل ادامه باشد.
در پایان، موفقیت را با تمام شدن کتاب نسنجید. آیا کودک فرصت انتخاب داشت؟ آیا به اشاره و علاقهاش پاسخ دادید؟ آیا میشود بار دیگر بدون تنش سراغ کتاب رفت؟ همین پرسشها برای تنظیم جلسه بعد مفیدترند. اگر علاوه بر کتاب، درباره شنوایی، گفتار یا از دست دادن مهارتهای قبلی کودک نگرانی دارید، آن را جداگانه با پزشک کودک مطرح کنید؛ علاقه یا بیعلاقگی به یک قصه ابزار تشخیص نیست.
منبع و مطالعه بیشتر
Nemours KidsHealth: زمان کتاب خواندن برای کودک نوپا؛ راهنمای خواندن مشترک، تکرار کتابهای محبوب و همراهی با کودکی که آرام نمینشیند.




